تبليغاتX

FreeCod Fall Hafez

در هم

در هم

پروانه نیستم که به یک شعله جان دهم شمعم که جان گدازم و دودی نیاورم

وقتي قرار شد من بيقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگيم باشي... از هر چه قرار است غير تو باشد... خواهم گذشت...

 

+نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت9:31 بعد از ظهرتوسط sania | |

خسته ام خسته ام از اين زنده بودن هاي بيهوده خسته از اغوش سرد ?از بي وفايي من از اين زندگي ها سخت بيزارم خسته ام خسته از دل بستن و عاشق نبودن من مرگ را در اغوش ميگيرم من به خدا سلام ميکنم...

 

+نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت9:28 بعد از ظهرتوسط sania | |