|
شعری از گوته کسی که دیوان حافظ را ترجمه کرده .این شعر در بخشی از کارش به نام (( حافظ نامه))نوشته شده است...
این که تو نمیتوانی پایانی داشته باشی نشانه ی بزرگی توست. و این که تو هیچگاه آغاز نمیکنی تقدیر توست. شعر تو همچون آسمان گردنده است. آغاز و پایان تو همیشه یکی است و آنچه واسطه ی این دو است همان است که از ازل بوده و تا ابد نیز خواهد بود . تو سرچشمه ی شادی و نشاطی....
شمعی را دیدم که میسوزد قطره ی بارانی را دیدم که آرام در روی شیشه ی بخار گرفته می گرید..... عاشقی را دیدم که بخاطر لیلی اش خود را آتش زده و خاکستر می کند... "حال معنای عشق و دوستی را فهمیدم..."
ای پری قصه ها ای شمع پر نورها ای که من و ما را کشتی و آن ها و ایشان چشمشان را به دنیا گشودی اگه خواستی دوستان را نیز به گورستان ببر که فقط تو و او باقی بمانند......
به امید آن روزی که خدا ما را با روزه گرفتن از گناهان صغیر و کبیر انسان ها بگذرد... التماس دعا....
|
About![]()
باز هم سلام...
Home
|